فخر الدين الرازي - السهروردي - الأبهري - ذوالفضائل الاخسيكتي وآخرين ( مترجم : سبزوارى )
136
چهارده رساله ( فارسى )
چهارم سامرياناند اينان پيغمبرى جز موسى و هارون نميشناسند « 1 » و جز تورية به هيچ كتاب ديگر اقرار ندارند و ديگر طوايف يهود بتورية و ديگر كتب آسمانى ايمان دارند و بيست و پنج كتاب را آسمانى ميدانند چون كتاب اشعيا ارميا حزقيل . فصل دوم در بيان احوال نصارى . اينان چندين فرقهاند بزرگتر از آنها پنج طائفهاند . نخست ملكائيان اينان گويند اتّحاد خدا با عيسى در موقع مصلوب شدن مسيح نيز به حال خود باقى بود « 2 » .
--> بقيه حاشيه از صفحه قبل داريم بچه كسى ميتوان اين لقب را داد و چگونه شخصيّتى را پيغمبر بايد خواند اگر كسى نبوّت او را تصديق كند خاتميّت وى قابل انكار نيست . ابن زيد قاضى اندلس العالم العاقل ابن نفسه * اغناه حسن علمه عن جنسه كن ابن من شئت و كن مكملا * فانما المرء بفضل كيسه كم بين من تكرمه لاصله * و بين من تكرمه لنفسه ( 1 ) - تا كى اندر راه درد و حسرت و ناله شدن * روى سرخ و دل سيه پيوسته چون لاله شدن خال و مادر حال تو كرده سياه اى بىپدر * دوزخى اندر هواء عمّه و خاله شدن سده دل همچون شتر خر را ندانسته ز گاو * ترك هارون كردن و دنبال گوساله شدن ( 2 ) - گويند كلمه با جسد مسيح بياميخت چنان كه آب و شراب با شير و آب و اينان تصريح به اقانيم و تثليث كردهاند ملكا در رم ظاهر شد و نفوذ يافت و نفوس بسيارى را كافر كرد .